مهر
۱۳۹۳
۰۵

گاه می اندیشم...

چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم

همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران

وخدایی که زلال تر از باران است

 

مهر
۱۳۹۳
۰۵

خدایا

بیا ، بیا به خلوت تنهایی من

ترا خواهم دید در نهانخانه دل

بیا ، بیا که دیگر بار صدای قدمهایت را می شنوم

 

مهر
۱۳۹۳
۰۵

پروردگارا

آسمان دلم ابریست

و اینجا از حضور تو سرشار

و این خصلت زمین بوده است از ابتدا ..

از زمانی که هابیل در چنگال حسد قابیل دست و پا می زد

کینه توزی و نفرت اغاز شد

من ترا در میان انبوه بی پایان دوستی ها دیدم

و چه زشت فراموش کردم که تویی سرچشمه هر مهربانی

آری من

من تنها گوشه ای از سرزمین نه چندان رویایی ترا نظاره گر بودم

و می پنداشتم که چون تو بر همه چیز اشراف دارم

ولی چه عبث فکری و چه بی نهایت گستاخی

که در حریم مهربانی چون تو خودنمایی میکنم

و غرور ، غرور ، غرور

مرا چنان به خود مشغول داشته که ترا نمیبینم

مرا آسان می بخشی 

پس ببخش

که چون تو مهربانی پیدا نخواهم کرد ...

 

مهر
۱۳۹۳
۰۵

هر چه مینوشتمت تشنه ترم باز

ای عطش آور ترین آب

ای تلخ ترین شیرینی

ای سبک ترین سنگینی

تو غم ناک ترین شادی زندگیم هستی

تو شادی بخش ترین اندوه هستی ام هستی

ای اتفاق ساده پیچیده

چرا مرا نمی سوزانی ای سردترین شعله هستی ؟

ای پَر سنگین رها شده از گم نام ترین پرنده مهاجر هستی !

شهر پرنده ها کجاست ؟!

 

مهر
۱۳۹۳
۰۵

ای بی همتا

تویی در خلوتگه دلم

و آگاه از تمامی روزنه های دل

که هیچ گاه ، هیچ چیز از تو نهان نیست

و نمیتوان از چشم های نهان تو پوشاند

و من

گران ترین ارزانی ات را

ارزان به فراموشی سپردم...

و فراموش کردم

که همچون تویی

لحظه لحظه در کنارم حضور دارد.

مهر
۱۳۹۳
۰۵

هر جا غصه دار شدی استغفار کن.

استغفار امان انسان است.
به این کاری نداشته باش که چرا محزون شدی.
اذیتت کرده اند؟
گناهی کرده ای؟
بعضی وجود خودشان را گناه میدانند.
شما میگویی چرا من درست کار نمیکنم، او خودش را گناه میداند.
محزون که شدی استغفار کن.
همانطور که وقتی خطا میکنی همه صدمه میخورند، 
استغفار هم که میکنی به همه نفع میرسانی.
چه غم خودت چه دیگری را داری استغفار کن...

حاج اسماعیل دولابی

 

 

مهر
۱۳۹۳
۰۵

 

مهر
۱۳۹۳
۰۵


 

 
شهریور
۱۳۹۳
۲۹

 

شب بيست‏وپنجم:شب دحو الارض است،يعنى پهن شدن زمين از زير كعبه به روى آب،و از شبهاى بسيار شريف‏ است كه رحمت خدا در آن نازل مى‏شود،و قيام به عبادت د رآن اجر بسيار دارد،و از حسن بن على وشّاء روايت شده‏ كه گفته:من كودك بودم كه با پدرم در شب بيست‏وپنجم ماه ذو القعده،در خدمت حضرت رضا عليه السّلام شام خورديم،حضرت فرمود امشب حضرت ابراهيم و حضرت عيسى عليهما السلام متولّد شده‏اند،و زمين از زير كعبه پهن شده،پس هركه روزش را روزه بدارد،چنان است‏ كه شصت ماه روزه داشته باشد،و در روايت ديگر است كه فرمود:در اين روز حضرت قائم(عج)قيام خواهد كرد. روز بيست‏وپنجم:روز دحو الارض است،يكى از آن چهار روزى است،كه در تمام سال به فضيلت روزه ممتاز است،و در روايتى آمده:كه روزه اين روز همانند روزه هفتاد سال است و در روايت ديگر آمده كه كفاره هفتاد سال است،و هركه‏ اين روز را روزه بدارد،و شب را به عبادت به سر آورد،براى او عبادت صد سال نوشته شود و براى روزه‏دار اين روز، كه هرچه در ميان زمين و آسمان است استغفار كند،و اين روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر شده،و براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز اجر بسيارى است،و بارى اين روز جز روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دو عمل ديگر وارد است: اوّل:نمازى كه در كتابهاى علماى شيعه از اهل قلم روايت شده و آن دو ركعت است در وقت چاشت[بالا آمدن آفتاب تا پيش از گذشتن از وقت ظهر]در هر ركعت پس از سوره«حمد»پنج مرتبه سوره«و الشّمس»خوانده شود،و پس از سلام بگويد،
لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ

هيچ جنبش و نيرويى نيست مگر به خداى برتر بزرگ